أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)
430
تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")
ادريس براى دو ماه دور از مكه در مكانى به نام ياطب « 1 » در نزديك جبل شمر ماند و همانجا درگذشت . « 2 » امارت وى 22 سال بود و زمانى كه خبر درگذشت وى به مكه رسيد ، شريف محسن اجازه داد نماز ميت غايب بر وى در مسجد الحرام اقامه شود . يك اقدام ظالمانه در اين سال [ 1033 ] ، اقامهء خطبهء نماز عيد فطر براى اولين بار بر عهدهء زينالعابدين طبرى فرزند امام عبدالقادر شافعى قرار گرفت . پيش از آن پدرش مسؤوليت اين كار را داشت . قاعده چنين بود كه خطيب سفرهاى « 3 » در خانهاش براى ميهمانانش براى پس از نماز عيد آماده مىكرد . امسال كه تدارك آن سفره را در روز ماه آخر رمضان ديده بود ، به ناگهان خبرى آمد كه خواندن خطبه بايد به امام حنفىها كه مذهب شايع در بلاد ترك بود ، انتقال يابد . اين خبر كه به پدر زينالعابدين رسيد ، تلاش كرد تا پيش از آن كه خبر به فرزندش برسد ، تصميم را عوض كند و به همين جهت با وزير مصطفى سيورى مذاكره كرد كه قرار شد او با وزير حيدر پاشا كه اين دستور را داده بود گفتگو كند . عبدالقادر شامگاه آن روز در حالى به خانه رسيد كه فرزندش همه چيز را آماده كرده بود . وقتى خبر تغيير خطيب را به امام عبدالقادر دادند ، فريادى زد و روح از تنش پرواز كرد . در اين شرايط خطيب حنفى به منبر رفت در حالى كه جسد خطيب شافعى چند قدم آن طرفتر منتظر نماز ميّت بود . « 4 » و حكام در راه كمك به مذهبِ مورد حمايت خود اينچنين از خود رفتار ظالمانه نشان مىدادند . محسن مدت سه سال حكومت كرد . چنين به نظر مىرسد كه وى در ادارهء امور
--> ( 1 ) . از آبهاى اطراف حائل ، و از آبهاى متعلق به طى ( بنگريد : صحيح الأخبار ، محمد بن بلهيد ، ج 4 ، ص 248 ) . ( 2 ) . عنوان المجد ، ج 1 ، ص 35 . ( 3 ) . در اصطلاح محلى آن را « سماط » گويند . ( 4 ) . خلاصة الكلام ، ص 67 ؛ منائح الكرم ، ج 3 ، ص 616 . چندين قصيدهء بلند در ستايش امام عبدالقادر طبرى شافعىدر منائح الكرم ( ج 3 ، ص 618 - 638 ) آمده است . متن خبر در تاريخ مكه سباعى قدرى مبهم بود و ما آن را بر اساس آنچه در منائح آمده بود اصلاح كرديم . « ج »